جان همه ی تشنه لبان در این ماهقربان لب خشک اباعبداللهآن تشنه که با ضربه ی سخت نیزهافتاد زمین از روی مرکب ناگاهخود را به سر زانو و با صد زحمتهر طور که شد، کشید تا قربانگاهلب تشنه به نیزه تکیه داد و با سنگمی زد به سویش هر که می آمد از راهاوباش همه دور و برش خندیدندتا خواهر او کشید آهی جانکاهبا ناله ی خواهرش همه از مقتلرفتند ولی سنان نیامد کوتاهآنقدر که زخم جای هر زخم زدندمدفونِ میان تیر و خنجر شد شاهمحروم فقط نه اینکه از آب شودحتی بدنش شد از کفن محروم، آه
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نیکان رستمیان
تاريخ: يکشنبه
2 بهمن
1401 ساعت: 16:42